عبدالله مستوفى

364

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

با معاونت ميرزا عيسى خان فيض برقرار شد « 1 » وى بى يه معاون جوان مرنار كار گمرك را عهده‌دار گرديد . فقط تغييريكه در اختيارات من به عمل آمد ، راجع بكارگزينى بود كه ميرزا همايون خان سياح كه كارگزينى مركز خزانه را عهده‌دار شده بود كار ولايات را هم البته با پيشنهاد من انجام ميكرد . چرا ! يك تغيير ديگر هم حاصل شد و آن پاراف دكركر بلژيكى در كليهء پيشنويسهاى مراسلات بود . تغيير ديگرى هم كه در درجهء دوم بود ، اين بود كه ترجمهء پيشنويسها كه تا حال به انگليسى به عمل ميآمد ، به فرانسه تبديل يافت و اين موضوع مربوط بدفتر خزانه‌دارى كل بوده به كار من هيچ مداخله‌اى نداشت . اين كجا و آن كجا ؟ در پيش‌آمدها هميشه تجربهء گذشته و بخصوص طرز عمل دورهء اخير وجههء نظر و عمل انسان است . من منتظر بودم كه مرنار هم مثل شوستر در اولين ملاقات سؤالاتى راجع بماليه از من بكند كه او را بحقايق واقف و از او چيزى نظير شوستر بسازم . مجلس اول و دوم و سوم گذشت ، سؤالى نكرد ، ابتداء تصور كردم بواسطهء طول اقامت در ايران و تماس با ماليه و ماليه‌چيها حاجتى بپرسش ندارد و خودش همه چيز را ميداند ، ولى از امضاهائى كه مثل ماشين پاى كاغذها ميگذاشت ، دانستم اين خزانه‌دار جز ماشين امضاء چيزى نيست . آنچه زيردستان بخصوص مثلا دكركر كه پيشنويسهاى مرا امضاء مىكند صلاح بداند ، عين صلاح و صواب است . در صورتى كه دكركر هم در بىاطلاعى دست كمى از او ندارد و امضاى او در پيشنويسها براى آنست كه خود را بالادست قلمداد كرده و در حقيقت زيردست من چيز ياد بگيرد و خود را براى مثلا رياست ماليهء يكى از ايالات حاضر كند . منهم چون ميدانستم كه اين آقايان طوق لعنتى هستند كه به گردن ماليهء ايران افتاده‌اند ، از كارآموز كردن آنها مضايقه نميكردم و هرجا در حاشيهء پيشنويسها « با من در اين زمينه مذاكره شود » ميديدم ، عين پيشنويس را برده و كاملا قضايا را تشريح ميكردم . ولى اكثر « با من مذاكره شود » ها در چيزهاى پوچ بود و من در ضمن همين قماش مذاكرات بود كه فهميدم اقلا صدى پنجاه پيشنويسهاى من از قوهء فهم آنروزى آقايان زيادتر است كه ما شاء اللّه نفهميده امضاء كرده‌اند . اما من اصول مسلم خود را داشتم و از روى آن كارها را ترتيب ميدادم . بطورى كه از اين تغييرات تفاوتى در طرز گردش اداره حاصل نشده و با همان رويهء زمان شوستر كارها تعقيب ميگرديد . معهذا گاهى اتفاق ميافتاد كه آقايان ميخواستند از خود بود و نمودى ظاهر و تغييرى در اصول اتخاذ شده بدهند . اين عمل را هميشه با طمطراق و تظاهر در چيز فهمى و هاىوهوى بسيار معمول ميداشتند . ميرزا مصطفى خان علىآبادى كه قبل از ورود من به كار ماليه ، امين ماليهء خمسه و با اينكه دمكرات بود مرد خوب امينى بود ، بتقاضاى خودش با اجازه بتهران آمده بود كه كار ديگرى به او رجوع شود . در دورهء قبل

--> ( 1 ) - ميرزا عيسى خان با توصيهء ناصر الملك به زودى پيشكار ماليهء گيلان شد تا بعد از پدرش كارهاى ملكى نايب السلطنه را هم اداره كند .